برهان الدين محقق ترمدى
2
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
او كرده و آن درياهاى رحمت دامنگير نمىشود تا اين چه رحمت است و اين چه بنده است و از كدام رحمت برون آورده است او را كه دامن كبريا را هر زمان مىگيرد و حضرت دامن مىكشد كه بهل قوله تعالى لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ « 1 » اگر لطف اخلاق انبياء و اوليا كه در قرآن شرح كردهايم به كوهها برسد از دل مادران مشفق رحيمتر شود آن كوهها نه بخراشد چيزى را و نه بشكند ، گوشت و پوست دوست شود ، در و درشتى نماند گرانى نماند بيگانگى نماند از غايت لطف اخلاق انبياء و جوشش رحمت ايشان و شفقت بىعلّت ايشان از اجزاى سنگ و كوه شير شفقت برجوشد و رحمت پيدا شود و درشتى و بىرحمتى و بيگانگى از كوه برود . سخن حقّ اگرچه گفتنى است الّا در حالت غضب نبايد گفتن كى آن سخن سوزان شده باشد از آتش غضب زيرا دروديوار از فتور دل بوقت خشم گرم مىشود سخنى كه چون نان و طعام گرم از تنور دل برآرى چون گرم نباشد ؟ ! اگر آن سخن مجسّم بودى كى در آن حالت مىگويى دست بر آن نتوانستى نهادن از سوزانى اكنون بهل تا آن نان سرد شود و آن خشم بگذرد زيرا كه نان اگرچه مادّهء حياتست جون سوزان در دهان يكى نهى اگرچه گرسنه باشد بيرون اندازد و از آن نان و طعام محروم ماند . على رضى اللّه عنه در ميدان بود 2 كافر برو حمله كرد در روى على تف كرد چنانك همه روى مباركش پر شد از بزاق در حال شمشير را بينداخت از اطراف غريو آمد يا امير المؤمنين اين شمشير حق نيست ؟ اين ذو الفقار
--> ( 1 ) - قرآن كريم ؛ الحشر / 21